X
تبلیغات
خودرو - خودروتاتا
مقالات تهیه شده در مورد خودرو و اب و هوا و اقلیم

« خانه

سه شنبه، 14 آذر 1385

مشخصات سمند LX

مشخصات فني

  • کارايي
    • مدل موتور : XU7JP/L3
    • حد اکثر سرعت : 185 KM/HR
    • نسبت تراکم : 9.3:1
    • تعداد سيلندر : خطي 4
    • حجم موتور : 1761cc
    • سيستم سوخت رساني : انژکتوري پاششي (MPFI)
    • حداکثر توان موتور : 100 HP در6000 دور بر دقيقه
    • حداکثر گشتاور: 153 Nm در 3000 دور در دقيقه
    • قطر سيلندر : 83mm
    • کورس پيستون : 81.4mm
  • گيربکس : اتوماتيک 5 سرعته + دنده عقب
    • نسبت دنده 1 : 0.2894
    • نسبت دند ه 2 : 0.5384
    • نسبت دنده 3 : 0.7812
    • نسبت دنده 4 : 1.0512
    • نسبت دنده 5 : 1.3428
    • دنده عقب :0.3
  • كلاچ
    • نوع كلاچ : تك صفحه اي خشك
    • قطر خارجي کلاچ : 200mm
    • قطر داخلي كلاچ : 132mm
    • ديفرانسيل : ديفرانسيل جلو و دنده خورشيدي
  • وزن
    • وزن خودرو : 1200 (KG)
    • وزن روي اکسل جلو : 716 (KG)
    • وزن روي اکسل عقب : 468 :(KG)
  • سوخت
    • ظرفيت مخزن سوخت: 70 ليتر
    • عدد اکتان : 95 RON
    • درجه آلودگي : Euro II
    • مصرف خارج از شهر : براساس استاندارد : 9.2 ECE R84
    • ترکيبي بر اساس استاندارد : 8.5 ECE R101
    • با سرعت ثابت 90 : 6.8Lit
    • با سرعت ثابت 120 : 9.2Lit
    • آلودگي منواکسيد کربن با کاتاليست کانورتور : %0.5

§        سيستم خنک کننده : 7.4

§        روغن گيربکس : 2

§        روغن سيستم فرمان : 1

§        سيستم الکتريکي

    • باطري : 12 V 35 Ah
    • دينام : 80A
    • استارت : 0.9 KW
    • نوع باطري : اسيد سرب

§                    سيستم فرمان

    • شعاع چرخش با هيدروليک 5.5 متر
    • جعبه فرمان هيدروليک - شانه اي
    • زاويه چرخش چرخها به سمت داخل/ به سمت خارج : 6.0-5.0 mm
    • زاويه چرخش چرخها به سمت داخل : 5.43mm
  • تعليق
    • مستقل از نوع مک فرسون : جلو
    • مستقل از نوع فنر پيچشي : عقب
  • ترمز
    • دو مداره تحت کنترل با بوستر : سيستم ترمز
    • ديسکي با پره هاي خنک کننده : ترمز جلو
    • توپي : ترمز عقب
    • سيستم ترمز ضد قفل ABS : انتخابي
    • توع سيستم ضد قفل :4 کانال با سيستم قدرتي EBD توزيع ترمز الکترونيکي
    • مدل : MK 20E (Continental Teves) ABS
  • چرخها
    • تاير : 65/185 88H R15
    • چرخهاي استاندارد : فولادي 6J15
    • چرخهاي انتخابي : آلومينيومي 6.5J15

§              ECU (واحد کنترل الکترونيکي): S2000

نماي خارجي

  • ابعاد
    • طول کلي : 4410mm
    • عرض کلي : 1720mm
    • ارتفاع کلي : 1460mm
    • فاصله بين دو محور چرخهاي عقب و جلو : 2670mm
    • فاصله بين مرکز چرخهاي جلو از يکديگر: 1440mm
    • ارتفاع کف خودرو تا زمين : 123mm
    • فاصله بين مرکز چرخهاي عقب از يکديگر : 1450
    • برآمدگي جلو : 964/866
    • برآمدگي عقب : 964
  • تجهيزات
    • بدنه Monocoque
    • شيشه جلو لامينه شيشه ها
    • آينه ها : خارجي کنترل الکتريکي , داخلي - روز/ شب

نماي داخلي

  • کمربندهاي ايمني جلو عقب
  • قفل مرکزي
  • شيشه بالابر برقي
  • راديوپخش
  • آينه هاي جانبي چپ و راست ، قابل تنظيم از داخل
  • داشبورد جديد يک تکه با پوشش کنسول مرکزي
  • سيستم تهويه هوا با افزايش جريان هوا و درجه حرارت ثابت
  • سيستم گرمايي هم سطح داراي سيستم گردش هوا
  • جعبه کمکهاي اوليه در زير آرنجي صندلي عقب

ايمني

  • چراغ اخطار توقف فشارسنج
  • چراغ اخطار پايين بودن فشار روغن موتور
  • چراغ اخطار تست سيستم
  • ABS ترمز چراغ اخطار کمربند ايمني
  • کمربند ايمني جمع شونده جلو و عقب
  • کمربند صندلي وسط عقب با دو نقطه اتکا
  • چراغ اخطار تمام شدن لنت ترمز

 

دو شنبه، 06 آذر 1385

اتومبيل هاي هيبريدي و پاسخگوي به مشكلات زيست محيطي :

 نخستين خودروهايي كه حدود 100 سال پيش به بازار آمدند ، خودروهاي برقي بودند . پيش از آن خودروهاي بخار ي توليد شده بودند . به تدريج كه قيمت سوختهاي فسيلي پايين آمد ، خودروهاي برقي كنار گذاشته شدند . موتور بنزيني كه آمد . به دليل دامنه و عملكرد بهتر گسترش يافت و چون خودروهاي برقي مشكلاتي داشتن و هنوز هم دارند . نتوانست با خودروهاي بنزيني رقابت كنند و كنار گذاشته شدند . و از آن سيستم ها ديگر كمتر استفاده مي شود .

اگر چه يك وسيله نقليه هيبريدي در مقايسه با يك نمونه برقي داراي شعاع حركتي بمراتب بيشتري است و در مقايسه با اتو مبيلهاي داراي موتور هاي درون سوز ميزان آلودگي آن يك دهم مي باشد ولي باز هم داراي دو اشكال عمده است كه عبارتند از وزن زياد به نسبت اتومبيل هاي معمولي و پيچيدگي هاي فني بدليل برخورداري از دو منبع تغذيه نيرو ، اما تا زمانيكه پيشرفت چشمگيري در زمينه ساخت باتري و يا سلولهاي سوختي صورت نگيرد تا بتواند قابليت هاي حركتي قابل قبولي را در اتومبيل هاي برقي بدهد فقط اتومبيل هاي هيبريدي مي توانند پاسخگوي مشكلات زيست محيطي باشند .

يکشنبه، 05 آذر 1385

انواع خودروهاي هيبريدي :

 با توجه به ساختار كنترلي و طريقه اتصال اجزاء به يكديگر، خودروهاي هيبريدي به سه نوع سري، موازي و سری-موازی تقسيم‌بندي مي‌شوند.

سيستم هيبريدي سري :

در اين دسته از خودروها موتور احتراق داخلي يك ژنراتور را مي‌چرخاند و اين ژنراتور، هم باطري را شارژ می كند و هم يك موتور الكتريكي را به حركت درمي‌آورد و بدین صورت انتقال قدرت صورت می گيرد. در اين ساختار موتور احتراقي مستقيم به سيستم انتقال قدرت وصل نمي‌شود.

اين سيستم به خاطر اين سري ناميده مي‌شود كه قدرت، به صورت سري به چرخ‌ها منتقل مي‌گردد و از آن براي رانش موتورهاي با قدرت كم و با رنج كاركرد بهينه استفاده می شود.

سيستم هيبريدي موازي :

در اين نوع سيستم، موتور احتراقي و موتور الكتريكي به صورت موازي چرخها را به حركت درمي‌آورند. در اين سيستم موتور الكتريكي توسط باطري و موتور احتراقي توسط منبع سوخت فسيلي مستقيما" تغذيه مي‌گردند. در اين حالت ژنراتور حذف شده و باطري با تغيير حالت موتور الكتريكي به ژنراتور شارژ مي‌گردد. از آنجائيكه این سيستم فقط يك موتور دارد موتور الكتريكي نمي‌تواند همزمان هم باطري را شارژ كند و هم باعث رانش چرخها گردد. يك تصوير ساده از اين سيستم در ذيل نشان داده شده است.

سيستم هيبريدي سري ـ موازي:

اين طرح بگونه ای است كه مي‌توان از آن در شرايط مختلف به صورت هيبريد سري يا موازي استفاده نمود. در اين سيستم با بهره‌گيري از فن‌آوري پيشرفته امكان استفاده از سيستم احتراقي و سيستم الكتريكي بطور جداگانه و همزمان وجود دارد. به اين ترتيب در مواقع شهري كاملا" الكتريكي و بدون آلودگي و در سرعتهاي بالا و در محدودة برون شهري مي‌تواند بطور مستقل احتراقي و يا تركيبي از دو سيستم باشد. در مواقعي چون شتابگيري سريع، هر دو سيستم با هم عمل مي‌كنند. چنين ايده‌اي فقط بكمك يك فن‌آوري مدرن در يك خودرو سواري قابل اجراست. معمولا" چنين سيستمهايي از نوع تركيبي هستند و با بهره‌گيري از يك استراتژي كنترلي مناسب عملا" همراه با فراهم آوردن عملكرد مناسب، سطح شارژ باطريها نيز در حد خوبی نگهداري مي‌شود بدين ترتيب اين خودرو مي‌تواند چه در شهر و چه در جاده به يك خودروي متداول تبديل گردد. در اين سيستم دو موتور الكتريكي وجود دارد كه بسته به شرايط مي‌تواند تركيبي از آنها به كار آيند و قابليت تبديل به ژنراتور را نيز دارند.

سه شنبه، 24 مرداد 1385

سيستم سوخت رساني انژكتوري بنزيني :

 

چكيده

 اين مقاله به بررسي سيستم هاي تزريق سوخت بنزين در موتورهاي جرقه اي پرداخته است كه از دير باز مورد توجه سازندگان خودرو بوده است ودر اين راستا فعاليتهاي زيادي انجام شده است كه منجر به توليد انواع سيستمهاي سوخت رساني بنزيني انژكتوري Jetronic شده است .

مقدمه :

موتورهاي انژكتوري با سيستم سوخت تزريقي ابتدا براي موتورهاي ديزلي اختراع شد و توسط آلماني ها و به دستور هيتلر اصلاح گرديد تا بتواند مورد استفاده موتور هواپيما هاي ارتش هيتلري قرار گيرد .

مي توان گفت كه موتور كاربراتوري به نمونه انژكتوري برتري و ارجعيت دارد . ولي عدم استفاده از كاربوراتور و انتخاب انژكتور توسط آلماني ها به اين دليل بود كه استفاده از كاربوراتور در هواپيما در مناطق نامناسب تمايل زياد به توليد يخ دارد وهمچنين امتياز ديگر انواع انژكتوري تاثير ناپذير بودن عملكرد آن در حين انجام مانورهاي جنگي خطر ناك بود .

تبديل يك سيستم انژكسيون ديزل به سيستمي كه بنزين استفاده كند كاري بس مشكل است چون سوخت گازوييل كه يك روغن سبك وزن مي باشد باعث مي شود كه نوعي روغن كاري بين پمپ ها و سيلندر هاي سيستم انژكتوري انجام شود . در مقابل ، بنزين سوختي بي نهايت خشك است وبه كلي فاقد هر گونه قابليت روغن كاري مي باشد . بنابراين در تبديل از گازوييل به بنزين نياز به يك تحقيق بسيار دقيق در زمينه فلزهاي مورد استفاده در ساختمان پيستون ها و سيلندرها دارد كه نتيجه چنين عملي گران شدن هزينه ساخت مي باشد .

تزريق سوخت بنزين در موتورهاي جرقه اي بيشتر در مانيفولد هوا يا روي سوپاپ ورودي و بندرت در داخل سيلندر انجام مي شود .

مزاياي سيستم تزريقي عبارتست از :

1-    راندمان حجمي زياد موتور

2-    مصرف سوخت ويژه قابل قبول موتور

3-    گشتاور زياد موتور با دور كم

4-    احتراق كامل

5-    شتاب گيري سريع موتور

سيستم هاي Jetronic موجود :

  • K-Jetronic
  • KE-Jetronic
  • KE3-Jetronic
  • L- Jetronic
  • LE-Jetronic
  • LH-Jetronic
  • Mono-Jetronic
  • Mono-Motronic
  • Motronic 4.1
  • Motronic 1.5
  • Motronic 1.7
  • Motronic 2.8.1

سيستم هيل بورن : در سال 1945 يك سيستم انژكتوري توسط يك آمريكايي به نام استوارت هيل بورن براي اتومبيل فورد ساخته شد . به طوري كه اين سيستم فاقد هر گونه نوآوري بود . اما امتياز آن كيفيت ساخت آن بود و در مقايسه با معروف ترين انواع كاربوراتوري آن زمان كه اتسرومبورگ نام داشت به مراتب كارآيي بهتري داشت . فقط يكي از نقاط ضعف سيستم هيل بورن اين بود كه تمامي سوختي كه از پمپ انژكتور به داخل كانال هاي ارتباطي پاشيده مي شد به داخل موتور راه پيدا نمي كرد . فشار در داخل نازل هاي سيستم تزريق از طريق دو كانال ارتباطي نازك و باريك در حد متوسط تنظيم شده و مقدار اضافي بنزيني كه از نازل پمپ پاشيده مي شود از طريق اين دو كانال به باك بنزين برگردانده مي شود . در راه بازگشت ميزان اضافي سوخت پاشيده شده يك دريچه كوچك قرار دارد كه در هنگام به اصطلاح تخت گاز كردن بخشي از اين سوخت برگردانده شده از طريق اين دريچه مورد استفاده قرار گرفته تا مخلوط سوخت مورد نياز حاصل شود . بعد از ورود طرح هيل بورن به بازار اظهار شد كه چنين طرح سيستم تزريق سوختي براي استفاده در موتورهاي خياباني مناسب نيست . حقيقت اين بود كه اين طرح به طور كلي طرحي مناسب براي اتومبيل هاي موتور بنزيني نبود .

سيستم روچستر : بعد از چندي كمپاني جنرال موتورز سيستم انژكتوري روچستر را به عنوان جانشين براي كاربوراتورهاي چهار دهنه خود معرفي كرد كه متأسفانه اين سيستم نتوانست باعث به وجود آمدن نيروي توليدي بيشتري براي موتورها شود . اما اظهار مي شود كه اتومبيل با چنين سيستمي از شتاب بهتري برخوردار است . سيستم روچستر تا حدودي مشابه سيستم هيل بورن بود و در اين سيستم تنظيم جريان سوخت با تغيير فشار سوخت انجام مي گرفت .

متأسفانه براي روچستر و جنرال موتورز ، مشكلات سوخت رساني در هنگام آهسته كار كردن موتور توسط مهندسين حل نگرديد و نازل هاي اسپري كننده تا حدودي در اين كار مؤثر بودند و اين حقيقت را مي شد از رنگ سياهي كه از اگزوز اين گونه اتومبيل متصاعد مي شد ، دريافت . كمپاني معظم بوش آلمان توانست تا حد زيادي مشكل قطرات سوخت را مرتفع كند با ابداع سيستم K-Jetronic مشكلات به طرز چشمگيري برطرف شد . اين سيستم داراي توانايي و قابليت بالايي بوده ولي در مقايسه با ساير سيستم هاي انژكتوري گران مي باشد . برنامه تدارك و تنظيم ميزان سوخت در سيستم K-Jetronic بسيار پيچيده مي باشد .

اساس كار سيستم K-Jetronic  :

 اين سيستم با تزريق دائم بوده و اندازه گيري سوخت در آن بطور مستقيم با جريان هواي مصرفي موتور انجام مي شود . در اين سيستم پمپ عامل جريان يافتن سوخت ، حجم هواي عبوري به موتور بوده و سيستم محرك مكانيكي نيست . نظر به اين كه هواي مصرفي موتور بطور مستقيم قابل اندازه گيري و كنترل ميباشد ، طرح K-Jetronic براي كنترل گازهاي خروجي اگزوز و استفاده از پس سوز نيز بسيار مناسب است . هواي مصرفي موتور پس از عبور از فيلتر هوا به صفحه اندازه گير هوا برخورد مي كند و آنرا به حركت در مي آورد . با حركت صفحه اندازه گير ، اهرم آن قرقره سوپاپ سوخت را حركت داده و معبري از سوخت را متناسب با حجم هوا به موتور باز مي كند . سوخت از باك توسط پمپ الكتريكي به آكومولاتور مي رسد ، پس از ذخيره سازي در آن كه براي نوسان گيري ضربان هاي سوخت ضروري است ، به فيلتر رسيده و سپس وارد قسمت توزيع كننده مي شود .

يك رگلاتور اوليه در قسمت توزيع كننده فشار سوخت را در مقدار ثابتي نگه مي دارد و از برگشت سوخت اضافي به باك و يا ارسال بيش از حد به موتور جلوگيري مي كند .

واحد اندازه گير هوا :

واحد اندازه گير هوا شامل يك محفظه مخروطي است كه در ميان آن يك صفحه اي متصل به اهرم قرار گرفته است . تعادل وزني صفحه واهرم را يك وزنه عهده دار است . اين تعادل در حالت خاموش بودن موتور مي باشد و در هنگام روشن بودن موتور به نسبت مصرف هوا ، تعادل صفحه اندازه گير با دبي هواي مصرفي موتور بهم مي خورد . البته بعداً توسط نيروي هيدروليكي سوختي كه به پلانجر كنترل سوخت تاثير مي كند ، نوعي تعادل در سيستم ايجاد مي شود .در حقيقت موقعيت صفحه اندازه گير با مقدار هواي عبوري از محفظه مخروطي تعيين مي شود و حركت آن توسط اهرم به پلانجر توزيع كننده سوخت منتقل مي شود و آنرا بسمت بالا حركت مي دهد

شرح كامل سيستم K-Jetronic :

سوخت از باك توسط پمپ برقي به آكومولاتور مي رسد و ضربان آن در اين قسمت جذب مي شود سپس به فيلتر رسيده و ناخالصي از سوخت جدا مي شود .

سوخت وارد شده به سيلندر اندازه گيري كننده يا خارج شده از آن به كناره هاي مخالف صفحه نازك فولادي ديافراگمي منتقل مي شود و اين صفحه هنگامي كه فشار پمپ بيش از فشار طرف بيروني صفحه باشد ، راه هاي انتقال سوخت را به انژكتورهاي ميخي شكل مسدود مي كند . هنگامي كه بنزين وارده به سيلندر اندازه گيري كننده در وضعيتي باشد كه فشار در هر دو طرف صفحه ديافراگمي يكسان با شد ، خطوط ارتباطي مفتوح شده و بنزين يا هر سوخت ديگر با فشار پمپ انژكتورها هدايت مي شود  البته با باز شدن خطوط ارتباطي به انژكتورها ، فشار طرف بيروني صفحه ديافراگمي افت پيدا كرده و بلافاصله باعث بسته شدن اين خطوط مي شود تا زماني كه دوباره فشار در دو طرف يكسان شود .

هدف تمامي اين مجموعه ايجاد يك جريان سوخت مداوم و در عين حال متغير با وجود يك فشار سوخت كمتر از فشار ديافراگم بود . سوخت به طرف بالاي آن رانده مي شد و سيستم  K-Jetronic كار مي كرد . نحوه انتقال سوخت به طرف انژكتور به صورت امواج و دايره هاي بسته اي صورت گرفته و فركانس اين مربع با افزايش هواي ورودي به داخل موتور افزايش پيدا مي كرد .

قسمت كنترل سوخت ارسالي به انژكتورها :

بين فيلتر هوا و دريچه گاز موتور واحد كنترل سوخت ارسالي قرار دارد . اين قسمت شامل يك سنسور و كنترل دبي هوا و يك تقسيم كننده سوخت بين لوله هاي انژكتور ها ست . سنسور دبي سنج هوا ، در مقابل حجم هواي ورودي تغيير موضع داده وروي سوخت ارسالي تاثير مي گذارد ورود ، هوا مصرفي موتور از دهانه مخروطي شكل ، باعث حركت صفحه حساس سنسور شده و در نتيجه اهرم متصل به صفحه اندازه گير به بالا حركت كرده و پلانجر كنترل سوخت نيز به سمت بالا هدايت مي شود . با بالا رفتن پلانجر شيار خروجي آزادشده و سوخت بيشتري به انژكتور ها فرستاده مي شود . هر چه هواي مصرفي موتور افزايش يابد ، پلانجر حركت بيشتري به سمت بالا داشته و در نتيجه ارسال سوخت از شيار پلانجر به انژكتور ها زيادتر خواهد بود . وقتي موتور خاموش است ، صفحه اندازه گير و پلانجر توسط وزنه تعادل و فنر برگردان در پايين ترين وضعيت قرار دارد . در اين حالت سوخت ارسالي به انژكتور ها به صفر مي رسد . هرگاه موتور حالت پس زدن شعله داشته و فشار مانيفولد گاز بالا رود ، صفحه اندازه گير به سمت پائين حركت كرده و دريچه را بزرگتر مي كند تا تاثير فشار منفي سيستم را معيوب نسازد .

 

نحوه توزيع سوخت :

سوخت بطور يكنواخت براي هر سيلندر توسط شيار سوپاپ قرقره اي ارسال مي شود . در بارل اندازه گير كه پلانجر حركت مي كند ، يك مجراي چهار گوش براي هر سيلندر پيش بيني شده كه حركت پلانجر در بارل ، تعدادي از اين مجاري براي سيلندرها باز شده و سوخت از آنها به لوله هاي انژكتور ارسال مي شود . در ابتداي لوله ورودي هر سيلندر ، در واحد اندازه گير يك سوپاپ كنترل فشار وجود دارد كه وظيفه اش ثابت نگهداشتن سوخت در لوله هاي انژكتور است .

انژكتورها :

انژكتورها بطور خودكار با فشار ثابت 3.6 bar باز شده و سوخت را به موتور تزريق مي كند ، انژكتورها در سيستم K-Jetronic فقط تزريق سوخت را بعهده دارد ، نه اندازه گيري آنرا ، سوخت وارد شده در داخل انژكتور سوپاپ فشار آنرا باز كرده و ضمن ايجاد ارتعاش با فركانس 1500 HZ كنترل دقيق در باز و بستن سوزن به وجود مي آورد .     

اجزاء تشكيل دهنده سيستم K-Jetronic :

1        . باك

2        . پمپ بنزين برقي

3        . آكومولاتور

4        . فيلتر سوخت

5        . واحد كنترل كننده مخلوط سوخت

5.1             .  صفحه حساس در مسير هوا

5.2             . سوپاپ فشار

5.3             . مدار اوليه فشار سنج

6        . انژكتور

7        . سوپاپ حالت استارت

8        . وسيله ارسال هواي اضافي دور آرام

9        . كليد تايمر گرمايي

10   . كنترل كننده حرارتي

سيستم سوخت رساني KE – Jetronic :

اين سيستم نسبت به سيستم K – Jetronic گران بوده ولي داراي انعطاف بيشتري است . و تجهيزات اضافي آن عبارتند از :

1 . حسگر تعيين كننده مقدار هوا مصرفي موتور

2 . سوپاپ كنترل فشار كه مقدار سوخت ارسالي را تحت كنترل دارد

3 . رگلاتور تنظيم فشار كه فشار مدار اوليه را ثابت نگاه مي دارد و نيز در هنگام خاموش كردن موتور سوخت را كاملاً قطع مي كند .

اجزاء سيستم  KE– Jetronic در شكل زير نشان داده شده است :

1 . پمپ برقي

2 . آكومولاتور سوخت

3 . فيلتر سوخت

4 . رگلاتور فشار سوخت

5 . انژكتور

6 . سوپاپ سوخت رساني استارت

7 . توزيع كننده سوخت

8 . اندازه گير جريان هوا

9 . كليد ترمو تايم

10 . سوپاپ هواي اضافي

11 . سنسور گرمايي موتور

12 . سوئيچ دريچه گاز

13 . سنسور لامبدا

14 . واحد كنترل مركزي  ECU

طرز كار :

در اين سيستم سوخت پس از فيلتر شدن به دو قسمت تقسيم مي شود ، يك قسمت به رگلاتور و قسمتي ديگر وارد تقسيم كننده مي شود . خروجي رگلاتور تنظيم فشار روي پلانجر كنترل سوخت تاثير گذارده و حركت آنرا كنترل مي كند . در حاليكه در سيستم K – Jetronic عمل كنترل سوخت بعهده يك صفحه ديافراگمي است . سوخت خارج شده از رگلاتور از يكطرف به پلانجر و از طرف ديگر به سوپاپ كنترل فشار الكتروهيدروليكي تاثير مي كند اين سوپاپ از نوع الكترومگنتي است و موازي با مدار محفظه پلانجر قرار گرفته است .

سوپاپ استارت سرد Bosch در سيستم K و KE – Jetronic :

سوپاپ استارت سرد يك سوپاپ با عمل كننده مغناطيسي است . و به دماي موتور وابسته است . و مقداري سوخت اضافي براي يك دوره محدود به درون محفظه پيش بيني شده تزريق مي كند .

اجزاء :

1 . اتصال الكتريكي

2 . سوخت اعمال شده با صافي

3 . سوپاپ ( آرميچر الكترومغناطيسي )

4 . سيم پيچ

5 . نازل چرخشي

6 . نشيمنگاه سوپاپ

سيستم سوخت رساني L-Jetronic

اساس كار :

هواي ورودي به موتور از اندازه گير هوا يا دبي سنج عبور كرده و با انحراف دريچه آن ، علائم الكتريكي مناسبي به واحد كنترل ارسال ميدارد . دريچه گاز نيز داراي سنسور تعيين وضعيت بوده كه مقدار باز بودن آن به واحد كنترل گزارش مي شود . انژكتورها مگنتي هستند و در صورت فعال بودن انژكتور ، سوخت متناسبي  را بداخل مانيفولد هوا روي دريچه گاز تخليه مي كنند . انژكتورها نسبت بهم موازي قرار داشته و داراي فشار ثابتي هستند . كه بين 2.5 تا 3.5 آتمسفر مي باشد مقدار سوخت تزريق شده به زمان باز بودن انژكتور ها بستگي دارد . در هر انژكتور يك رگلاتور كنترل فشار بكار رفته است كه از نوع ديافراگمي فنردار بوده و وظيفه دارد فشار تزريق در انژكتور ها را ثابت نگهدارد .

دستگاه اندازه گير هوا :

جريان هواي ورودي موتور از اندازه گير هوا عبور مي كند ، با عبور هوا صفحه اندازه گير منحرف شد ه و فنر برگشت دهنده آن متراكم مي شود . انحراف اين صفحه در پتانسيومتر حركت به وجود آورده و تغييرولتاژي در مدار آن توليد مي شود اين تغيير ولتاژ  طول زماني پالس هاي الكتريكي در واحد كنترل را تغيير مي دهد . سنسور حرارت سنج هوا نيز وجود دارد كه تغييرات وزن مخصوص هوا با تغييرات دما را مشخص مي كند .

در ضمن در اين سيستم از كليد الكتريكي دريچه گاز استفاده شده كه دو وضعيت را مشخص مي كند يكي مربوط به بسته بودن دريچه دردور آرام وديگري مربوط به حالت تمام بار ، در هر دو وضعيت علائمي به واحد كنترل ارسال شده وروي زمان باز بودن انژكتورها تاثير مي گذارد . همچنين با توجه به سنسور حرارت سنج موتور ، متناسب با گرم شدن موتور ، زمان باز بودن انژكتورها كمتر مي شود .

اجزاء سيستم L– Jetronic در شكل زير نشان داده شده است :

 

1 . پمپ سوخت الكتريكي

2 . فيلتر سوخت

3 . تنظيم كننده فشار سوخت

4 . انژكتور

5 . سنسور جريان هوا

6 . سوئيچ گرمايي

7 . تنظيم كننده هواي كمكي

8 . سوئيچ سوپاپ دريچه گاز

9 . سنسور لامبدا ( Lambda )

10 . ECU

طريقه پاشش انژكتورها در سيستم L– Jetronic  :

دلكو در اين سيستم داراي دو دست پلاتين ميباشد  ، يك دست پلاتين مانند دلكو هاي معمولي مربوط به قطع و وصل مدار اوليه و دست دوّم مربوط به علامت دادن به دستگاه الكترونيكي ميباشد . هرگاه اين پلاتين ها جريان الكتريكي در مدار توليد كنند . دستگاه كنترل مركزي نصف انژكتورهاي موتور را فعال مي كند .

حسگر فشار سنج هوا :

در اين حسگر از دو كپسول توخالي روي محور آن وجود دارد كه داخل كپسولها خلا نسبي وجود دارد . در فشار زياد محيط سطوح خارجي كپسولها مقعر و در فشار كم محيط سطوح خارجي آنها محدب مي شود . حركت ناشي از انبساط و انقباض كپسولها ميله مياني را حركت داده و در سيم پيچ آن ولتاژي القاء مي شود تغيير حوزه و ايجاد ولتاژ در آن علامتي به دستگاه كنترل كننده الكتريكي ارسال مي كند

سيستم LH – Jetronic :

تفاوت اساسي اين سيستم با سيستم L-Jetronicدر روش اندازه گيري هواي ورودي به موتور ونوع دبي سنجي آن است . در سيستم LH-Jetronic از يك سيم داغ الكتريكي براي اندازه گيري دبي هوا مصرفي موتور استفاده شده است . در اين سيستم يك واحد كنترل ديجيتالي وجود دارد كه نسبت سوخت به هوا را با توجه به بار و دور موتور تغيير مي دهد و بهترين نسبت سوخت ويژه را با توجه به علائمي كه از اگزوز دريافت مي كند تهيه مي نمايد . واحد كنترل الكترنيكي با دريافت علائم از سنسور هاي مختلف ، زمان باز بودن انژكتورها را با توجه به شرايط موجود تنظيم مي كند . در واحد كنترل يك ميكرو كامپيوتر بكار رفته كه شامل حافظه برنامه ريزي شده بوده و مقادير مختلف را ضبط مي كند

اجزاء سيستم LH-Jetronicدر شكل زير نشان داده شده است :

1 . پمپ الكتريكي

2 . فيلتر سوخت

3 . رگلاتور تنظيم فشار سوخت

4 . لوله هاي توزيع سوخت مشترك

5 . سيستم سيم داغ الكتريكي

6 . سنسور حرارت سنج موتور

7 . سوپاپ هواي اضافي دور آرام

8 . كليد رئوستاي دريچه گاز

9 . سنسور لامبدا

10 . ECU

دستگاه اندازه گير دبي هوا :

اين دستگاه از يك سيم حرارتي داغ تشكيل شده كه هواي مصرفي موتور از اطراف آن عبور داده مي شود جريان لازم براي ثابت نگهداشتن درجه حرارت اين سيم داغ به حجم هواي عبور كرده از اطراف آن بستگي دارد جريان الكتريكي براي گرم نگهداشتن سيم داغ كه با هواي ورودي تغيير مي كند ، تغيير ولتاژ در مقاومت آن به وجود مي آورد . بعلاوه دور موتور با حجم هواي مصرفي ارتباط داشته و علامتي هم از دور سنج ارسال مي شود .

دبي سنج :

در اين سيستم دبي سنج از خاصيت گردابي هوا پيچشي استفاده كرده و امواج صوتي مافوق صوت ارسال مي دارد . مقدار فركانس ايجاد شده به مقدار هواي عبور كرده بستگي دارد . فركانس از يك اميتر پخش شده و در يك جذب كننده دريافت شده و تبديل به پالس الكتريكي شده وبه واحد كنترل ارسال مي شود .

سيستم Mono - Jetronic :

در اين سيستم يك انژكتور وجود دارد كه سوخت مورد نياز هر چهار سيلندر موتور را متناوباً در مانيفولد هوا تزريق مي كند به اين سيستم تزريق يك نقطه اي Injection = SPI ) Single – Point  ) يا تزريق مركزي ( Central – Fule – Injection = CFI ) ويا تزريق در دريچه گاز گويند ( Throttle Body Injection = TBI )

واحد انژكتور :در اين سيستم انژكتور درست در بالاي دريچه گاز نصب مي شود و به اين ترتيب سوخت يكنواختي در مدار تخليه مي كند . دستور تزريق سوخت الكترونيكي بوده و فرمان آن از واحد كنترل و سيستم جرقه تامين مي شود  .

اجزاء سيستم Mono - Jetronic در شكل زير نشان داده شده است :

1 . پمپ سوخت الكتريكي

2 . فيلتر سوخت

3a . پتانسيومتر سوپاپ دريچه گاز

3b . تنظيم كننده فشار

3c . انژكتور

3d . كابل اتصال با محفظه دماي هوا

3e . محرك سوپاپ دريچه گاز در هنگام درجا كار كردن

4 . سنسور دماي موتور

5 . سنسور لامبدا (  Lambda )

6 . ECU

نتيجه گيري :

سيستم هاي سوخت رساني انژكتوري بنزيني انواع مختلف دارند كه در اين مقاله سعي شده كه اولاً يك تاريخچه از نحوه به وجود آمدن و مراحل توسعه اين سيستم ها شرح داده شود . و ثانياً مختصري از هر سيستم شامل شكل ، اجزاء تشكيل دهنده آن و فرق سيستم هاي موجود با هم توضيح داده شود .

مراجع :

http://www.ffp-motorsport.com/ glossary/coldvalv.php

http://www.jagweb.com/jagworld/42efi/index.html

http://www.firstfives.org/faq/ljet/ljetronic.html

http://www.degener.de/didactic/didactic_englisch/injection_systems.shtml?navid=39

http://www.boschautoparts.co.uk/pcPetr11_3.html

http://www.viva-lancia.com/beta/ljet.html

http://www.boschautoparts.co.uk/pcPetr11_5.html

http://www.technolab.org/THEPRA/english/katalog-e/38070000e.htm

http://www.electronik

دو شنبه، 23 مرداد 1385

پيل سوختي با غشاء پروتوني PEMFC

 

تاريخچه اختراع :

قبل از سال 1839 هسته امروزه تكنولوژي پيل سوختي بنياد گذاري شد . آن كسي نبود جزء آقاي دكتر William Robert Grove  كه اهل ايالت ولز در بريتانيا بود ( 18961811 ) . كسي كه اولين نمونه كارآمد را توسعه داد . اين نمونه اوليه دو الكترود پلاتين داشت كه جداگانه توسط سيلندر شيشه اي احاطه شده بودند . يكي از سيلندرها با هيدروژن و ديگري با اكسيژن پر شده بود . هر دو الكترود در اسيد سولفوريك رقيق فرورفته اند كه الكتروليت و به وجود آورنده اتصال الكتريكي است . در الكترودها ولتاژ توليد مي شود . اين ولتاژ خيلي كم بود بنابراين Groveچندين پيل سوختي را براي گرفتن ولتاژ بالا بهم پيوند داد .

در زمان Grove اكتشاف مهم او كم اهميت پنداشته شد و سلول سوختي فراموش شد . تنها در سال 1950 وبه رغم سابقه در جنگ سرد ، عقيده او دوباره مورد قبول واقع شد . سفرهاي فضائي و فن آوري نظامي نياز به منابع انرژي نيرومند متراكم داشت .

سفينه ي فضايي و زير دريايي قدرت الكتريكي نياز داشتن و اين كار با موتورهاي احتراقي داخلي ممكن نبود . زيرا باطري ها براي سفينه ي فضايي سنگيني ايجاد مي كرد . واضح است كه سازمان ملي هوا نوردي NASA  ( مثلاً در برنامه آپولو ) توجه كامل به توليد شيميايي قدرت الكتريكي از پيل سوختي كرده است . تنها در سالهاي آخر استفاده غير نظامي از پيل هاي سوختي مورد توجه قرار گرفت .

در آغاز سال 1990 دانشمندان و مهندسين فن آوري و مفهوم متفاوت تازه اي را توسعه دادن ، كه همزمان كارآيي مداوم را زياد مي كرد و قيمت را كاهش مي داد . امروزه پيل سوختي مي تواند كاربردهاي متفاوت و زيادي داشته باشد : براي موتورهاي وسايل نقليه ، براي سيستم گرمايي محل مسكوني و همچنين براي ايستگاههاي بزرگ قدرت با قدرت چندين مگاوات . همچنين براي كاربردهاي كوچكتر مثل تلفن همراه و كامپيوتر همراه .

ساختار اصلي :

پيل هاي سوختي ساختار بسيار ساده اي دارند . پيل سوختي داراي سه لايه روي همديگر است . لايه اول آند ، دومي الكتروليت و سومين لايه كاتد است . آند و كاتد به عنوان يك كاتاليست ( عمل فعل و انفعال اجسام شيميايي در اثر مجاورت ) به كار رفته است . در انواع مختلف پيل هاي سوختي ، ماده الكتروليت مختلفي استفاده مي شود . برخي از الكتروليت ها مايع و برخي جامد با ساختار غشائي است .

يك پيل سوختي به تنهايي ولتاژ كمي توليد مي كند ولي چندين پيل سوختي ، متناسب با ولتاژ درخواستي ، ولتاژ توليد مي كند . اين آرايش توده ناميده مي شود .

چندين پيل تركيب شده توده پيل سوختي ناميده مي شود . ورق هاي دو قطبي ( آبي تاريك ) پيل ها را از هم سوا مي كند . و اتصالهاي الكتريكي را از هم دور مي كند .

پيل سوختي چگونه كار مي كند ؟ :

جريان پيل سوختي در الكتروليز بر عكس آن چيزي است كه در مدرسه مي دانستيد . در فرآيند الكتروليز توسط به كار گيري قدرت برق آب به دو جزء گازي اكسيژن و هيدروژن تجزيه مي شود .

پيل سوختي با دقت اين دو ماده را گرفته و آنها را دوباره به آب تبديل مي كند . در نظريه اي مقدار يكسان انرژي كه استفاده شده براي الكتروليز دستگاه توسط اين تبديل آزاد مي شود . تكرار فرآيند ها مختلف ماده شيميايي باعث ضرر ناچيزي مي شود .

بنابراين مي توان گفت كه قدرت الكتريكي در هيدروژن ذخيره شده است . بنابراين در پيل هاي سوختي براي گرفتن قدرت الكتريكي نيازمند انبار كردن هيدروژن هستيم . بيشتر پيل هاي سوختي با هوا عمل مي كنند بنابراين آنجا ديگر نيازي به ذخيره اكسيژن نيست .

آنجا انواع مختلف از پيل هاي سوختي كه در ساخت و شيوه عملكرد ممتاز هستند نشان داده شده در قسمتهاي بعدي شيوه اساسي كار در پيل هاي سوختي مختلف را شرح مي دهيم . . . .

پيل سوختي با غشاء پروتوني : PEMFC

كاربرد آن آسان است و بسيار روشن است كه آن خيلي مفيد است چون فقط از اكسيژن اتمسفر به جاي اكسيژن خالص در واكنش استفاده مي كند . پيل هاي سوختي PEM به مونوكسيد كربن ( CO ) خيلي حساس هستند . اين گاز ممكن است كه بلوك كاتاليست آند را گرفته و بعداً  موجب كاهش كارآيي سيستم شود . الكتروليت شامل غشاء تبادل پروتون جامد ( PEM ) است كه از پليمر Sulphonated ساخته مي شود .

قدرت خروجي در يك پيل سوختي  PEM مي تواند به طور كاملاً ديناميكي ( پويا ) كنترل شود . از اين رو آن كاملاً براي كاربردهاي سيار و قدرت متمركز كارخانه ها مناسب است .

در ميان پيشرفت پيل سوختي ، PEMFC در اين لحظه بيشتر سرآمد است . يك دليل آن نيروي عظيم براي توليد بيشتر است . هدف گذاري براي قيمت توده پيل سوختي در حدود 200 DM/KW است .

پيل سوختي PEM در هفت مرحله عمل مي كند :

مرحله 1 :

از داخل دو مدار جداگانه كه تهيه شده است . گاز هاي اكسيژن و هيدروژن به محوطه گاز و كاتاليزور جريان مي يابند .

مرحله 2 :

مولكولهاي هيدروژن ( H2 ) در مدت زمان تماس با كاتاليزور به دو پروتون H+ تجزيه مي شوند در همان زمان هر اتم هيدروژن يك الكترون آزاد مي كند .

مرحله 3 :

پروتون ها از ميانالكتروليت ( غشاء ) به محوطه كاتد حركت مي كنند  .

مرحله 4 :

حركت الكترون ها از آند به كاتد باعث يك جريان الكتريكي مي شود . اين جريان الكتريكي يك انباره الكتريكي با قدرت الكتريكي توليد مي كند .

مرحله 5 :

به ترتيب چهار الكترون با يك مولكول هيدروژن در كاتد تركيب مي شوند .

مرحله 6 :

حالا يون هاي اكسيژن توليد شده بار منفي دارند . آنها به طرف پروتون هاي داراي بار مثبت حركت مي كنند .

مرحله 7 :

يون هاي اكسيژن الكترونهايشان را به دو پروتون مي دهند و به آب اكسيده مي شوند .

 PEMكاربرد هاي پيل سوختي 

پيل سوختي PEM مي تواند كاربردهاي زيادي از جمله استفاده در تلفن همراه ، ايجاد قدرت و گرما يا براي راندن اتومبيل استفاده مي شود .

سيستم محرك پيل سوختي PEM اكنون در چندين نمونه اوليه اتومبيل ، ميني بوس و اتوبوس شهري به كار رفته است اولين انواع وسايل نقليه كه با پيل هاي سوختي كار مي كنند ساخته ، و فرخته شده اند .

اين سيستم بعداً در كاميون ها و برخي ديگر از وسايل تجاري اضافه شد . تنها كاميونهاي سنگين در آينده نزديك متحمل پذيرش پيل هاي سوختي نيستند . چونكه براي فاصله طولاني نياز به اضافه كردن انباره هيدروژن خيلي بزرگي است . در حالي كه موتور هاي ديزل در كاميون هاي بزرگ خيلي موثرتر عمل مي كنند .

پيل هاي سوختي PEM همچنين براي وسايل نقليه اي كه در راه آهن كار مي كنند مثل تراموا يا راه آهن محلي مناسب است .در اين مورد ديگر نيازي به خطوط بالاي سر نداريم .

پيل هاي سوختي PEM كاملاً براي توليد CO در قدرت الكتريكي و گرما مناسب هستند . در اين مرحله كاربردهاي كوچك ، مثلاً در خانه به خوبي كاربردهاي بزرگ مثل بيمارستان ها و ساختمانهاي بزرگ پيشرفت كرده است بايد در دو سال آينده جايگاه پيل سوختي را تجاري كرد . در اين كاربردها هيدروژن از گاز طبيعي يا از گاز مايع اصلاح شده بدست مي آيد .

مراجع :

http://www.hynet.info/hydrogen_e/fuelcells/main_02.html

http://www.hynet.info/hydrogen_e/fuelcells/main_03.html

http://www.hynet.info/hydrogen_e/fuelcells/main_07.html

http://www.hynet.info/hydrogen_e/fuelcells/main_09.html

دو شنبه، 23 مرداد 1385

تاريخچه پيل هاي سوختي

چشم انداز تاريخي :

آقاي William Grove  ( 18961811 ) اولين پيل سوختي را در ايالت ولز انگلستان در سال 1839 توسعه داد . آزمايش هاي او در اين مدت برروي الكتروليز و كاربرد الكتريسيته براي شكستن آب به هيدروژن و اكسيژن بود . اين اولين طرحي بود كه بعداً سر آغاز به وجود آمدن پيل سوختي شد .

 

Grove باور داشت كه اگر شكستن آب به هيدروژن و اكسيژن با الكتريسيته ممكن است ، با فرآيند الكتروليز معكوس آن مي توان از واكنش اكسيژن با هيدروژن الكتريسيته توليد كرد . بايد اين كار ممكن باشد . براي آزمايش اين نظريه او دو تكه پلاتين را در شيشه هاي جداگانه اي ضميمه كرد . يكي حاوي هيدروژن و ديگري حاوي اكسيژن بود . وقتي اين محفظه ها در داخل اسيد سولفوريك رقيق فرورفتند ، يك جريان از ميان دو الكترود و آب آغاز مي شود . براي زياد كردن ولتاژ توليدي Grove چندين دستگاه را سري با هم پيوند داد . و ولتاژ خروجي را به يك باطري داد . شيميداناني چون Charles Langer و Ludwig Mond در سال 1889  براي ساخت پيل سوختي هزينه كردند . آنها سعي داشتند كه اولين طرح عملي استفاده از هوا و گاز زغالسنگ صنعتي را بسازند .

دانشمندان و مهندسين به زودي متوجه شدند كه آنها براي اينكه اين تكنولوژي جديد بصورت تجاري درآيد بايد بر چندين مانع غلبه كنند . در آخرهاي سده 19 ام موتور احتراق داخلي به وجود آمد و دامنه استفاده از سوختهاي فسيلي افزايش يافت . در اين زمان پيل سوختي تنها به عنوان يك كشف علمي مطرح شد .

بار ديگر دكتر فرانسيس توماس بيكن در دانشگاه كمبريج در انگلستان فصل بزرگي از داستان پيل سوختي را نوشت . در سال 1932 بيكن توسعه دستگاه را توسط Mond و Langer با مقداري تغيير شكل جزئي در نقشه اصلي اجرا كردند . اينها شامل عوض كردن الكترودهاي پلاتيني با تور سيمي بسيار نازك نيكل ارزان قيمت بود . همچنين او الكتروليت اسيد سولفوريك را بجاي هيدروكسيد پتاسيم قليايي جايگزين كرد . و آن ماده اي بود كه كمتر موجب فرسايش الكترودها مي شود . اين طرح كه وي آن را پيل بيكن نام نهاده بود در حقيقت اولين پيل سوختي قليايي ( AFC ) بود . 27 سال گذشت تا اينكه بيكن توانست يك پيل سوختي عملي را توليد كند . در سال 1959 بيكن ثابت كرد كه ماشين توليدي وي قادر به توليد 5 kw برق است كه براي يك دستگاه جوش كافي است .

Harry Karl Ihrig سازنده دستگاه هاي كشاورزي در Allis – Chalmers آمريكا بود . همچنين وي به تكنولوژي پيل سوختي علاقه داشت . كشف او بعد از سال 1959 به ثبت رسيد كه اولين پيل سوختي براي وسايل نقليه بود وي از طريق تركيب 1008 پيل ، توده اي از پيل سوختي را توليد كرد كه مي توانست 15 kw برق توليد كند .

چشم انداز معاصر :

تمايل به پيل سوختي بعد از سال 1950 ودر اوايل سال1960 دوباره شروع شد . ناسا ( NASA ) درصدد راهي براي تقويت قدرت پروازهاي فضايي آينده بود . براي استفاده بهتر از قدرت قبلاً به وزن مناسب دقت مي شود . انرژي خورشيدي در اين زمان گران قيمت بود . وقدرت هسته اي خطرناك است . در جستجوي ناسا براي يك انرژي ثانوي ، فكر پيل سوختي يك راه حل ممكن بود . ناسا براي پيشرفت عملي پيل هاي سوختي سعي خود را كرد . و پيل هاي ساخت كه در مدت اين سفرهاي فضايي مي توانست استفاده شود . اين سعي و كوشش به پيشرفت در اولين پيل سوختي با تبادل غشاء پروتوني ( PEMFC ) منجر شد .

در سال 1955 زماني كه ناسا در حال اجراي پژوهش خود بود ، يك دانشمند الكتريكي عمومي ( GE ) نخستين طرح پيل سوختي را تغيير داد . Willard Thomas Grubb از يون پلي استيرن سولفور شده در غشاء تبادل الكتروليت استفاده كرد . سه سال بعد شيميدان ديگري به نام Leonard Niedrach روشي براي رسوب دادن پلاتين به درون اين غشاء ابداع كرد . كه بالاخره به پيل سوختي Grubb – Niedrach معروف شد . GE و ناسا با هم اين فن آوري را توسعه داده و در نتيجه در پروژه فضايي Gemini از آن استفاده شد . اين اولين پيل سوختي تجاري استفاده شده بود .

در اوايل سال 1960 سازنده موتور هواپيما Pratt & Whitney امتياز رسمي پيل سوختي قليايي ( AFC ) را كه به اسم بيكن ثبت شده بود با هدف كاهش وزن و طول طراحي شده خريد . طرح اصلي بيكن توسط اين سازنده اصلاح شد . در نتيجه Pratt & Whitney برنده قرارداد تهيه اين پيل هاي سوختي براي سفينه ي فضايي آپولو در ناسا شد . پيل هاي قليايي قبل از اين نيز در ماموريت هاي فضايي در آمريكا مورد استفاده قرار گرفته بودند از جمله آنها شاتل فضايي است .

در مدت سال 1970 فن آوري پيل سوختي در دستگاههاي زميني توسعه يافت . ممنوعيت هاي نفت در سالهاي 1973 و1979 در آمريكا باعث فشار وارد كردن به روند پژوهش در پيل سوختي شد . دولت آمريكا درصدد راهي براي كاهش وابستگي به واردات نفت بود .

يكي از شركت هاي و سازمانهاي دولتي پژوهشي جدي را براي غالب آمدن به موانع گسترده تجاري شدن پيل سوختي آغار كرد . تمام سالهاي 1970 و 1980 سعي و كوشش تحقيق بزرگ ، اختصاص به توسعه ماده هاي مورد نياز ، شناخت ، بهينه كردن منبع سوخت و كاهش قيمت فن آوري بود .

در سال 1980 آزمايش فن آوري پيل سوختي توسط صنايع همگاني ( برق و تلفن ) و سازنده هاي خودرو آغاز شد . پيشرفت هاي فني در اين ده سال شامل پيشرفت اولين پيل سوختي بازاري براي وسيله ي نقليه در سال 1993 توسط كمپاني كانادايي Ballard بود .  

در سالهاي گذشته پيل هاي سوختي در مدارس و بيمارستانها نصب شده اند . در آمريكا دپارتمان حمايت كننده ( DOD ) از برنامه پيل هاي سوختي http://www.dodfuelcell.com/ حمايت خود را براي نصب 30 سيستم PAFC ، كه هر كدام توانايي توليد 200 kw برق را دارد اعلام كرد . فن آوري پيل سوختي نشان واقعي حمايت از محيط زيست است . و نقش DOD تجارتي كردن و آموزش مهارت در اين سيستم ها است . بيشتر كمپاني هاي بزرگ خودروسازي اولين نمونه پيل سوختي را براي اتومبيل معرفي كرده اند . آزمون هاي اتوبوس هاي مجهز به پيل سوختي در ميدان شيكاگو و ونكوور و يا در شهرهاي ديگر در آمريكاي شمالي و اروپا ، درصدد توزيع اين وسايل نقليه در آينده نزديك هستند . امروزه پيل سوختي مي تواند كاربردهاي متفاوت و زيادي داشته باشد : براي موتورهاي وسايل نقليه ، براي سيستم گرمايي محل مسكوني و همچنين براي ايستگاههاي بزرگ قدرت با قدرت چندين مگاوات . همچنين براي كاربردهاي كوچكتر مثل تلفن همراه و كامپيوتر همراه .

مراجع :

http://www.fctec.com/fctec_history.asp

http://www.dodfuelcell.com/

http://www.hynet.info/hydrogen_e/fuelcells/main

 

شنبه، 21 مرداد 1385

ECU

 

ECU مخفف Electrical Control Unit  است كه يك واحد كنترل الكترونيكي است و وظيفه دارد كار موتور را در كوتاهترين زمان ارزيابي نموده و پالس هاي مناسبي را براي واحدهاي عمل كننده ارسال نمايد . اطلاعات دريافتي از سنسورهاي گوناگون به ECU فرستاده مي شود . در خروجي ECU سنسورهائي قرار دارد كه علائم دريافتي را به ولتاژ تبديل نموده و براي اجرا به واحد هاي عمل كننده ارسال ميدارد . يك مبدل A/D در ECU اين علائم را به معادلهاي ديجيتالي تبديل مي كند . اطلاعات دريافتي به ECU در ميكروكامپيوتر طبقه بندي شده و با حافظه دستگاه مقايسه شده و پس از قطعي شدن علائم توسط مانيتورها به قسمت اجرا كننده ارسال ميشود .

شنبه، 21 مرداد 1385

TCI

 

TCI مخفف كلمات Transistorized Coil Ignition است . و به معني سيستم جرقه زني ترانزيستوري كامل است . چگونگي كيفيت پس ماند احتراق بستگي زيادي به سيستم جرقه دارد . زيرا سيستم جرقه تاثير مستقيمي در تركيبات سوخت و سوز و دود هاي خروجي دارد . قدرت جرقه و ولتاژ قوي در سيستم جرقه زني معمولي محدود ميباشد . زيرا خصوصيات الكتريكي و مكانيكي پلاتين ها محدوديت داشته و اجازه افزايش زيادتر را نمي دهد . در اغلب سيستم هاي جرقه زني معمولي ، نياز به پلاتين هاي قوي از نظر مقاومت حرارتي ميباشد تا پلاتين در اثر سوختن و افزايش مقاومت در مدار ، جريان مصرفي كويل كاهش پيدا نكند . در سيستم هاي توليد ترانزيستوري بجاي پلاتين از نيمه هادي و يا موادي كه استهلاك كمتري دارند استفاده مي شود . در اين سيستم يك مولد مغناطيس ارسال كننده پالس جايگزين پلاتين ها مي شود . اين دستگاه با ارسال پالس مغناطيسي در زمان دقيق ، نقطه شروع آتش در سيلندر را تعين مي كند . تفاوت انواع سيستم هاي ترانزيستوري در نوع ارسال پالس دلكو است . ذيلاً بشرح دو مورد از آنها مي پردازيم

سيستم راه انداز نوع القائي :

اين سيستم تشكيل گرديده از يك استاتور و يك روتور ، كه مانند يك مولد جريان متناوب ( AC ) عمل مي كند . تعداد دندانه هاي روي روتور باندازه تعداد سيلندرهاي موتور است . فركانس و دامنه ايجاد شده ولتاژ AC اين مولد بستگي به دور موتور دارد . از اين ولتاژ القائي براي راه اندازي سيستم جرقه و شروع آتش توسط واحد كنترل استفاده مي شود .

سيستم راه انداز نوع Hall :

اين سيستم بر اساس قانون هال عمل مي كند . بر اساس اين قانون هرگاه از يك نيمه هادي جريان ضعيف الكتريكي عبور كند و اين نيمه هادي در معرض تغيير شار مغناطيسي قرار گيرد ، در جهت عمود بر ميدان مغناطيسي ولتاژي در نيمه هادي ظاهر مي شود كه به آن ولتاژ هال گويند . در اين سيستم با دوران ميل دلكو يك ميدان مغناطيسي متغيير بوجود مي آيد كه جريان توليد شده ناشي از آن از يك نيمه هادي عبور كرده و موجب فعاليت ترانزيستوري در واحد كنترل شده و نتيجه آن قطع جريان كويل و ايجاد جرقه در شمع است .

كويل در سيستم جرقه ترانزيستوري با كويل سيستم معمولي تفاوت دارد . اين نوع كويل داراي بازده بيشتر مي باشد . اولين تفاوت آن ايجاد افت ولتاژ زيادي در خروجي كويل در لحظه رويهم نشستن پلاتين ها مي باشد . تفاوت ديگر ذخيره سازي ولتاژ زياد در كمترين زمان و توليد ولتاژ القائي زياد براي موتورهاي 6 و8 سيلندر و پر دور ميباشد . اين موضوع مفهوم مصرف جريان زياد در مدار اوليه كويل و توليد ميدان مغناطيسي نيرومند در هسته آن است

شنبه، 21 مرداد 1385

SRS

 

SRS مخفف كلمات Supplemental Restraint System است كه به معني سيستم بازدارنده اضافي است . در اين سيستم سنسورهاي اندازه گير ضربه در قسمت موتور ، محور جلو و گلگيرها حجم ضربه وارده را اندازه گيري نموده و در صورت بروز خطر كيسه حفاظتي وسط فرمان را فعال مي كنند . در صورت اعمال ضربه از مقابل يا زاويه 60 درجه نسبت بمحور خودرو و در سرعتي بالاتر از 15 KM / hr علامت به واحد كنترل داده شده و واحدهاي ايمني فعال مي شوند .

كلمه SRS روي فلكه فرمان نشاندهنده مجهز بودن خودرو به تجهيزات اضافي ايمني است . سيستم SRS فقط با سنسورهاي جلو وكنار بكار ميافتد و در ضربه هاي جانبي و عقب فعال نمي شود .

شنبه، 21 مرداد 1385

SBC

 

SBC مخفف كلمات زير است

Electro Hydraulic System Sensotronic Brake Control

اين سيستم موجب افزايش سطح ايمني و راحتي در حين رانندگي مي شود . ابداع اين سيستم توسط دايملر كرايسلر بوده است .

پيشرفت ميكروالكترونيك ها :

با معرفي سيستم هاي ترمز هيدروليكي در سالهاي دهه بيست ميلادي بلافاصله مشخص شد كه اين ترمزها برتري زيادي به ترمزهاي مكانيكي دارند چون ترمز هاي مكانيكي نياز به تنظيم هاي مستمر داشته و توان كمتري در مقايسه با انواع هيدروليكي دارند . متخصصين متفق القول هستندكه آينده متعلق به سيستم هاي ترمزي است كه تحريك پذيري آنها بوسيله نيروي برق بوده و به آنها ( Brake By Wire ) مي گويند كه واكنشي بمراتب سريع تر دارند . SBC در حقيقت پل ارتباطي براي پر كردن شكاف بين دو سيستم موجود و جايگزين كردن سيستم هاي الكتريكي كنترل كننده به سيستم هاي الكتريكي _ الكترونيكي است .

البته در حال حاضر SBC يك سيستم صددرصد برقي نيست و مقداري به هيدروليك وابسته است اما پيش بيني مي شود كه در آينده نزديك سيستم هاي ترمزي كه داراي بوستر بزرگ بوده و از نوع پنوماتيكي هستند با تمام متعلقاتشان جمع شوند . بسياري از بخش هاي مكانيكي سيستم هاي موجود جاي خود را به قطعات ميكروالكترونيك خواهند داد و همانند ساير سيستم هاي مدرن و پيشرفته اي كه در انواع خودرو استفاده مي شود SBC نيز تكيه و تاكيد زيادي بر روي حسگر داشته چون اطلاعات دريافتي از خط جلو را از طريق آنها دريافت كرده و با سرعت نور آنرا به يك رايانه مركزي انتقال مي دهد . رايانه نيز از طريق شبكه الكترونيكي متصل به خود مسئوليت انجام امور ديگري را عهده دار است . زماني كه راننده در خودرويي كه مجهز به سيستم هاي رايج ترمز است پاي خود را روي پدال ترمز مي فشارد ، فشار ماهيچه هاي پا باعث ايجاد فشار هيدروليكي در سيستم ترمز شده و يك سيستم كمكي تنظيم كننده لنت هاي ترمز را بر روي صفحات ديسك فشرده مي كند .

اما در خودرويي كه مجهز به SBC است ، راننده با فشار آوردن بر روي پدال ترمز هدفش انتقال فرمان و دستور كاهش سرعت يا توقف به سيستم مركزي الكترونيكي _ هيدروليكي است . انجام اين دستور بعد از دريافت اطلاعات از حسگر ها در خصوص وضعيت ديناميكي خودرو در زمان بسيار اندكي عمل مي كند .

سيستم ضد بلوكه ترمز بطور مداوم كامپيوتر SBC را در جريان سرعت دوران هر يك چرخها قرار مي دهد . از طرف ديگر نيز ESP اطلاعات در خصوص شتاب جانبي اتومبيل و زاويه فرمان را در اختيار SBC مي گذارد و واحد الكترونيكي حركت وضعيت دنده گيربكس و ميزان نيروي موتور را كه مي توان به عنوان ترمزي مورد استفاده قرار گيرد در اختيار SBC قرار مي دهد . با توجه به اطلاعات متعدد دريافت شده ، كامپيوتر نياز هاي ترمز هر چرخ را بر اساس ميزان نيرويي كه به پدال ترمز توسط راننده وارد مي شود را مورد محاسبه قرار داده و متعاقباً فشار هيدروليكي دقيق را از طريق يك پمپ برقي كه به مخزن ذخيره روغن ترمز متصل است ايجاد مي كند و در صورت فعال شدن سيستم ضد بلوكه حالت هاي قطع و وصل را در آن احساس نمي كنيد .

ميزان نيرويي كه به پدال ترمز توسط راننده وارد مي شود ضمن اينكه سيستم كامپيوتر را قادر به تشخيص سرعت انتقال پاي راننده از پدال گاز به ترمز مي كند ، چنانچه تشخيص داده شد كه وضعيت خيلي اضطراري است بلافاصله فشار روغن در خطوط انتقال مايع هيدروليكي افزايش پيدا مي كند تا اطمينان حاصل شود كه حداكثر فشار به پشت لنت هاي ترمز براي فشرده شدن بهتر به ديسك هاي ترمز ايجاد مي شود . در چنين وضعيتي كاهش سرعت از زماني كه پدال ترمز فشرده مي شود آغاز شده و سيستم هاي ترمز كمكي ( BAS ) و ضد بلوكه واكنش سريعتر و دقيق تري از خود نشان مي دهد و بنابراين طول مسير توقف بميزان 3 درصد كاهش پيدا مي كند . چنانچه راننده در تشخيص قوس پيچ جاده دچار اشتباه شود بلافاصله سيستم الكترونيكي كنترل پايداري ESP فعال شده و از طرف ديگر وجود سيستم SBC وضعيت مانور ترمز خاصي را در همان مراحل ابتدايي ايجاد كرده و اتومبيل بسيار سريعتر به حالت پايداري مي رسد .

در مواقعي كه باران زيادي مي بارد چنانچه ديسك هاي ترمز خيس باشند لنت هاي ترمز تا زماني كه آب موجود بر روي صفحات ديسك از آن جدا نشود نمي توانند چسبندگي لازم را به ديسك پيدا كنند و همين موضوع ، كه مي تواند طول زماني معادل چند دهم ثانيه داشته باشد ممكن است اثرات تخريبي وحشتناكي از خود بر جاي گذارد در خودرويي كه مجهز به سيستم SBC است ، هر زماني كه برف پاك كن ها مشغول كار هستند ، SBC براي اطمينان از خشك بودن ديسك هاي ترمز اقدام به فعال كردن دوره اي لنت هاي ترمز و چسبيدن كوتاه مدت آنها به صفحات ديسك مي نمايد .

چنانچه برق در اتومبيل قطع شود آنهم به هر دليلي باعث خاموش شدن موتور شود در چنين حالتي يك ارتباط هيدروليكي بصورت يك مدار جانبي واحد كنترل الكترونيكي را كنار زده و فرمان وارده به پدال را به چرخها منتقل مي كند و در اين صورت راننده قادر است سيستم ترمز را مستقيماً فعال كند

شنبه، 21 مرداد 1385

EGR

 

EGR مخفف كلمات Exhaust Gas Recirculation است كه دستگاهي براي چرخش دادن دود اگزوز است و هدف از اين دستگاه بهسازي گازهاي سمي دود اگزوز ميباشد كه از اين سيستم تا كنون در امريكا استفاده شده و در اروپا كنترلرايج تر ميباشد . در اين روش دود اگزوز در داخل مانيفولد دود يا در لوله هاي اگزوز قبل از تخليه بمحيط چرخش مجدد نموده و بااندازه كافي از گرماي آن كاسته مي شود كه توليد NOx بحداقل برسد .

براي آنكه قدرت موتور كاهش زيادي پيدا نكند ، با عوامل مختلفي مقدار دود ورودي به سيستم مكشي موتور را كنترل مي كنند . اين عوامل عبارتند از : خلاء ، درجه حرارت و غيره  . . .

در يكي از روشها از يك سوپاپ ديافراگمي مخروطي كه به كمك خلاء موتور به كار مي افتد استفاده شده است . براي كنترل اين ديافراگم يك سولنوئيد برقي توسط سوئيچ ترموستاتيكي آبي به كار مي افتد . وقتي درجه حرارت آب موتور كمتر ازF  1310 ياC  550 باشد سوئيچ ترموستاتيكي بسته بوده و در نتيجه راه عبور خلاء به سوپاپ كنترل EGR مسدود است . وقتي درجه حرارت آب موتور به بالاتر از C  550 برسد ، جريان الكتريكي در سوپاپ سولنوئيدي برقرار مي شود و در نتيجه خلاء موتور به سوپاپ EGR راه پيدا مي كند . در اثر مكش ديافراگم ببالا ، سوپاپ مخروطي از تكيه گاه خود بلند شده و اجازه مي دهد دود خروجي موتور به مانيفولد گاز رخنه نمايد . در مدار سيستم EGR يك تقويت كننده خلاء به كار مي رود تا خلاء مورد نياز سوپاپ كنترل EGR را در شرايط شتاب گيري و در دورهاي مختلف تامين نمايد .

يك لامپ اخطار پس از هر 12500 مايل يا 20000 KM راه رفتن روشن شده و علامت تنظيم مجدد سوپاپ EGR را اعلام ميدارد .

سيستم EGR در تويوتا از نوع الكترونيكي است كه طرز كار آن بشرح زير است :

وقتي سرعت خودرو به مقدار حدود 20 KM / hr برسد و درجه حرارت آب موتورF  1310 برسد ، سيستم كامپيوتر اتصال بدنه سوپاپ خلاء را برقرار مي كند و مدار دود اگزوز به مانيفولد گاز باز مي شود .

موتور سوپاپ خلائي در مرسدس بنز در حدودC  400  اجازه مي دهد عمليات چرخش دود اگزوز در مانيفولد هوا شروع شود . اين حالت در هنگام شتاب گيري ، نيمه بار امكان پذير است .مقدار گردش دود در سيستم EGR بستگي به مقدار باز بودن دريچه گاز ، برحسب خلاء ايجاد شده در سوپاپ خلائي كه از سوپاپ كنترل عبور كند ، سوپاپ مخروطي آن باز شده و مقدار معيني دود به مانيفولد گاز نفوذ مي كند . در بالاي ديافراگم سوپاپ خلائي فشار هوا تاثير مي كند .

شنبه، 21 مرداد 1385

ASR

است ومعني آن سيستم تنظيم ضد لغزش است كه Antriebs Schluph Regelung مخفف ASR

اين سيستم مانند TCS ميباشد و رگلاتور آن كه از نوع الكترونيكي است بين پدال و دريچه گاز نصب مي شود . بنابراين روي دريچه گاز ، نه فقط پدال گاز ، بلكه سيستم كنترل كننده الكترونيكي هم تاثير مي گذارد .

تركيب سيستم ASR با ABS :

در تركيب ASR با ABS هر دو سيستم از يك واحد كنترل الكترونيكي فرمان مي گيرند ، سنسور دور چرخ ، دور چرخها را به واحد كنترل الكترونيكي گزارش ميدهد ، هرگاه هر دو چرخ دور بيش از اندازه داشته باشند . سيستم ASR دريچه گاز را بمقدار كم كه گشتاور موتور كمي كاهش يابد مي بندد و به محض برطرف شدن چرخش زياد به جاي اول برميگرداند . هرگاه دور يك چرخ محرك زيادتر باشد ، سيستم ABS دور آنرا با ترمزهاي مكرّر به دور حقيقي نزديك مي كند .

تركيب ASR با سيستم كنترل جرقه و كنترل سوخت الكترونيكي :

براي آنكه زمان عكس العمل سيستم در مقابل رويدادها سريع باشد ، وقتي سيستم ASR گشتاور موتور را مي كاهد ، همزمان تايمينگ جرقه و پاشش سوخت هم توسط دستگاههاي الكترونيكي مربوطه ريتارد مي شود تا كاهش گشتاور موتور تاثير آني در خط انتقال قدرت داشته باشد . در اين سيستم يا بايد ABS وجود داشته باشد و يا بايد ديفرانسيل ضد لغزش بكار رفته باشد تا از لغزش چرخهاي محرك جلوگيري شود .

شنبه، 21 مرداد 1385

APC

 

APC مخفف كلمات Automatic Performance Control است كه اين دستگاه را مي توان كنترل كيفيت اتوماتيك ناميد و توسط كارخانه SAAB طراحي شده و و ظيفه آن بالا بردن گشتاور موتور و صرفه جوئي در سوخت مصرفي مي باشد . بعلاوه سيستم سوخت رساني و جرقه زني را طوري تنظيم مي كند تا بتوان با اكتان 91 تا 98 % بيشترين راندمان را بدست آورد .

APC فشار توليدي توربوشارژ را كنترل مي كند و آنرا در شرايط كارآئي مطلوبي قرار ميدهد تا راندمان موتور بحداكثر برسد . به اين منظور لازم است فشار بوستر در حداكثر ممكن تنظيم شود تا ضمن ضربه نزدن و ايجاد خود سوزي بتوان بهترين راندمان را بدست آورد .

دستگاه APC داراي سنسورهائي است كه علائمي از مقدار بار و دور موتور مي گيرد ، وقتي ضربه بوجود آيد ، APC به سوپاپ مگنتي اجازه كنترل فشار و كاهش آنرا ميدهد تا عمل ضربه زدن متوقف شود . وقتي عمل ضربه زدن در موتور بوجود آيد كه ناشي از افزايش فشار هوا و سوخت مصرفي است ، دستگاه بطور اتوماتيك مقدار دبي هواي مصرفي را مي كاهد تا موتور از ضربه زدن خلاص شود . براي آگاهي راننده عقربه اي روي صفحه فشار سنج بوستر توربوشارژ در معرض ديد راننده نصب مي شود .

شنبه، 21 مرداد 1385

TCS

 

سيستم كنترل كششي TCS

شرايط موقعيت هاي بحراني و رانندگي ، فقط محدوده به سيستم ترمز نمي باشد و در شرايط ديگري نظير استارت و شتابگيري ( مخصوصاً در سطوح لغزنده ) و دور زدن ( چرخش ) نيز رخ خواهد داد كه در نتيجه وقوع آنها ، شرايط رانندگي بسيار سخت و كنترل پذيري آنها مشكل خواهد بود . سيستم TCS جهت رفع مشكلات ذكر شده ، طراحي گرديده است . اولين هدف سيستم TCS بعنوان سيستم مترقي ABS ، حفظ پايداري و فرمانپذيري مناسب خودرو در حين شتابگيري مي‌باشد.

سيستم TCS ، با مطابقت دادن گشتاور موتور با شرايط موجود سطح جاده ، قبل از وقوع شرايط بحراني ، اين عمل را انجام مي دهد با تركيب بندي و استفاده همزمان از سيستمهاي TCS , ABS امكان بهره گيري از شرايط رانندگي با سطوح بالاي ايمني و آسايشي مهيا مي گردد .

سيستم TCS بايستي قادر به جلوگيري از دوران چرخ در حين حركت اوليه يا شتابگيري در شرايط ذيل باشد :

        ·          هنگامي كه سطح جاده در يك يا دو طرف لغزنده باشد .

        ·          هنگامي كه خودرو بر روي سطح يخ زده حركت كرده و يا از سمت شانه خاكي جاده عبور كند .

        ·          شتابگيري در حين دور زدن

شروع به توقف در سطوح شيب دار ( كنترل مدار بسته نيروي كششي اعمال شده بر مبناي تنظيم فشار در چرخ دوران كننده ) .

شنبه، 21 مرداد 1385

ABC

ABC مخفف كلمات Active Body Control يا كنترل فعال بدنه است . اين سيستم موجب افزايش سطح ايمني و راحتي در حين رانندگي مي شود . و ابداع اين سيستم توسط دايملر كرايسلر بود .

حركات مختلفي مانند تغيير مسير حركت كه در محور طولي اتومبيل روي مي دهد و يا حركات عمودي كه در محور عرضي خودرو روي مي دهد و معمولاً در شتابگيري اتفاق مي افتد هنوز هم در خودروهاي جديد بميزان اندكي روي مي دهد كه تاثير منفي بر روي راحتي و قابليت هدايت خودرو دارند . سيستم هاي فنر بندي رايج كه از جنس فولاد هستند قادر به پيشگيري از چنين حركاتي نيستند و در بهترين حالت آن كه مي توان اين حركات را به حداقل رساند باعث افزايش خشكي و سختي اتومبيل مي شوند .

مي توان با استفاده از سيلندر هاي هيدرو ليكي خود تنظيم ميزان پيش كششي فنرهاي لول را اصلاح كرد . اين فنرها فشار مورد نياز خود را از يك پمپ و دو مخزن ذخيره دريافت مي كنند . اما زمان و ميزان تحريك پذيري اين پيستون هاي شناور بستگي به اطلا عات دريافتي از حسگرها در خصوص وضعيت اتومبيل و شتابهاي عمودي و افقي و جانبي دارد . كامپيوتر موجود در اتومبيل در ظرف مدت ده هزارم ثانيه محاسبات مورد نياز را براي تعيين ارقام صحيح انجام داده و فرامين كنترلي را براي عملكرد مناسب سيستم هاي هيدروليكي صادر مي كند . اما مشكلي كه در خصوص كمك فنرهاي گازي وجود دارد موضوع لرزش با فركانس بسيار بالاي آنها است كه در سيستم ABC با كاهش خاصيت ضربه گيري فنرها مي توان راحتي سواري را بنحو چشمگيري بهبود بخشيد .

در شرايط عادي سيستم ABC بطور خودكار عمل مي كند و چنانچه راننده اقدام به انجام مانورهاي سريع و غير عادي نمايد و جود ABC كمك شاياني به پايداري ديناميكي مي نمايد . ضمناً اين امكان وجود دارد كه در انتخاب تنظيم ها بصورت دستي دخالت نموده و با فشردن يك تكمه حالتي بين اسپرتي و راحت Sport & Comfort را انتخاب كند . در حالت اسپرتي پيستون هاي شناور در مايع هيدروليكي با فواصل زماني سريعتر و بنحو قوي تري فعال مي شوند .

پيشرفت اساسي كه در نسل دوم ABC صورت گرفته قابليت تنظيم پذيري آن در مقابل وزن و فشار وارده است كه طي آن كامپيوتر وزن سرنشينان و بار همراه آنان را نيز مورد محاسبه قرار مي دهد . قابليت هاي ديگري نيز در اين سيستم قابل افزودن است كه از جمله آن پايين آوردن و كاهش ارتفاع خودرو در سرعت هاي بالا بوده كه باعث كاهش مقاومت باد شده و قابليت ديگر افزايش ارتفاع اتومبيل در عبور از مناطق سنگلاخي و ناهموار است .

 

شنبه، 21 مرداد 1385

خودروهاي هيبريدي

 

  • تاريخچة خودروي هيبريدي

يك مهندس آمريكائي به نام H.Piper در 23 نوامبر 1905 يك ماشين هيبريدي ساخت كه قادر بود در طي 10 ثانيه تا 25 مايل شتاب بگيرد. موتور اين خودرو تركيبی از موتور بنزيني و موتور الكتريكي بود كه امروزه به عنوان موتور هيبريدي شناخته مي‌شود. Piper در سه سال و نيم بعد، اختراع خود را ثبت نمود؛ اما پيشرفت سريع موتورهای احتراق داخلی با قدرت و گشتاور بالا در آن دوره، همچنين قابليت استارت بدون هندل آنها  و از همه مهمتر پايين بودن قيمت سوختهای فسيلی و مطرح نبودن آلودگی محيط زيست، سبب عدم توجه به اين نوع خودروها شد. در پي بحرانهاي نفتي سالهاي 1970 دوباره اين خودروها مورد توجه قرار گرفتند ولي تا سال 1990 که كار اصولي با مشاركت PNGV (Partnership for a New Generation Vehicle) در آمريكا آغاز گرديد، این خودروها به طور جدی پيگيری نشدند.

امروزه خودروهاي هيبريدي مورد توجه كمپانيهاي بزرگ جهان قرار گرفته اند كه از آن جمله مي‌توان به شركتهايي مانند: تويوتا، هندا، ميتسوبيشي، فورد، فيات، جنرال موتورز، دايملر كرايسلر، نيسان و پژو و ... اشاره نمود. توفيق اين محصولات به حدي چشمگير بوده كه از دسامبر سال 1997 تا ابتداي سال 2000 بيش از چهل هزار محصول پريوس كمپاني تويوتا به فروش رسيده است.

سيستم هيبريد داراي چهار مشخصه زير است

1.كاهش تلفات انرژي : سيستم بطور اتوماتيك در حالت idle (درجا) خاموش مي‌شود و بدين ترتيب از به هدر رفتن انرژي جلوگيری می شود.

2. ذخيره‌سازي و برگرداندن انرژي: انرژيي كه در هنگام شتاب منفي و ترمزگيري هدر مي‌رود را به انرژي الكتريكي تبديل نموده و از اتلاف آنها جلوگيري مي‌كند.

3. كمك به كاركرد موتور احتراقي: موتور الكتريكي در زمان شتابگيري به كاركرد موتور احتراقي كمك مي‌كند.

4. كاركرد با بازدهي بالا: اين سيستم با يک استراتژی کنترلی مناسب، بازدهی کلی خودرو را در تمام شرايط کاری در حالت بيشينه نگه می دارد؛ بدين صورت که موتور الکتريکی مانند يک جبران ساز در شرايطی که قدرت موتور احتراق داخلی کافی نيست وارد عمل می گردد و در مواقعی که قدرت موتور احتراق داخلی بيشتر از نياز خودرو است، انرژی مازاد در باطريها ذخيره می گردد.

انواع خودروهاي هيبريدي :

سيستم هيبريدي سري :

در اين دسته از خودروها موتور احتراق داخلي يك ژنراتور را مي‌چرخاند و اين ژنراتور، هم باطري را شارژ می كند و هم يك موتور الكتريكي را به حركت درمي‌آورد و بدین صورت انتقال قدرت صورت می گيرد. در اين ساختار موتور احتراقي مستقيم به سيستم انتقال قدرت وصل نمي‌شود.

اين سيستم به خاطر اين سري ناميده مي‌شود كه قدرت، به صورت سري به چرخ‌ها منتقل مي‌گردد و از آن براي رانش موتورهاي با قدرت كم و با رنج كاركرد بهينه استفاده می شود.

سيستم هيبريدي موازي :

در اين نوع سيستم، موتور احتراقي و موتور الكتريكي به صورت موازي چرخها را به حركت درمي‌آورند. در اين سيستم موتور الكتريكي توسط باطري و موتور احتراقي توسط منبع سوخت فسيلي مستقيما" تغذيه مي‌گردند. در اين حالت ژنراتور حذف شده و باطري با تغيير حالت موتور الكتريكي به ژنراتور شارژ مي‌گردد. از آنجائيكه این سيستم فقط يك موتور دارد موتور الكتريكي نمي‌تواند همزمان هم باطري را شارژ كند و هم باعث رانش چرخها گردد.

سيستم هيبريدي سري ـ موازي:

اين طرح بگونه ای است كه مي‌توان از آن در شرايط مختلف به صورت هيبريد سري يا موازي استفاده نمود. در اين سيستم با بهره‌گيري از فن‌آوري پيشرفته امكان استفاده از سيستم احتراقي و سيستم الكتريكي بطور جداگانه و همزمان وجود دارد. به اين ترتيب در مواقع شهري كاملا" الكتريكي و بدون آلودگي و در سرعتهاي بالا و در محدودة برون شهري مي‌تواند بطور مستقل احتراقي و يا تركيبي از دو سيستم باشد. در مواقعي چون شتابگيري سريع، هر دو سيستم با هم عمل مي‌كنند. چنين ايده‌اي فقط بكمك يك فن‌آوري مدرن در يك خودرو سواري قابل اجراست. معمولا" چنين سيستمهايي از نوع تركيبي هستند و با بهره‌گيري از يك استراتژي كنترلي مناسب عملا" همراه با فراهم آوردن عملكرد مناسب، سطح شارژ باطريها نيز در حد خوبی نگهداري مي‌شود بدين ترتيب اين خودرو مي‌تواند چه در شهر و چه در جاده به يك خودروي متداول تبديل گردد. در اين سيستم دو موتور الكتريكي وجود دارد كه بسته به شرايط مي‌تواند تركيبي از آنها به كار آيند و قابليت تبديل به ژنراتور را نيز دارند.

 

شنبه، 21 مرداد 1385

روغنكاري :

 

وظايف مهم روغن هاي روانساز عبارتند از :

1 – روانكاري

2 – انتقال حرارت

3 – ضربه گيري

4 – حفاظت از سطوح

5 – آب بندي

6 – انتقال مواد

7 – انتقال نيرو

مواد افزودني روغن :

1 – پاك كننده ها و معلق كننده ها ( detergents and dispersants)

2 – بهبود دهنده شاخص گرانروي ( vi – improver )

3 – مواد ضداكسيداسيون ( anti – oxidant )

4 – مواد ضدسائيدگي ( anti – wear )

5 – مواد ضد خوردگي و ضد زنگ زدگي ( anti – corrosion & anti – rust )

6 – مواد پايين آورنده نقطه ريزش ( pour point depressants )

7 – مواد ضد كف ( anti – foam )

روش هاي آزمون روغن

1-    ويسكوزيته در C 40 و C100 VISCOSITY
2- ويسكوزيته در دماي زيرصفر و درسرما
VISCOSITY
3- شاخص گرانروي
VISCOSITY TNDEX
4- وجود آب و در صدآب
WATER
5- رنگ
COLOR
6- وانستيه
DENSITY
7- اسيدتيه روغن (
T.AN)
8- قليائيت روغن (
T.B.N)
9- مواد نامحلول درپنتان
10-مواد نامحلول در تولوئن
11-كف درسه مرحله
FOAM
12-جداپذيري روغن از آب (دمولسيون )
DEMALSIBILITY
13-نقطه اشتغال
FLASH POINT
14-نقطه ريزش
POUR POINT
15-پايداري امولسيون ,
EMULAION
16-زنگ زدگي و خوردگي
17-
IR
18-
PHمحلول هاي امولسيون
19-چهارگلوله
FOUR BALL WEAR TEST
20-تعيين ميزان اكسيداسيون روغن(
RBOT)
21-تعيين درصد عناصر فلزي درروغن و آزمايشات تخصصي ديگر

جمعه، 20 مرداد 1385

اصطلاحات متداول در صنعت خودروسازي

سيستم كنترل حركت بدنه كه اين سيستم براي اولين بارتوسط مرسدس بنز بعد از 20 سال به وجود آمد . 

ABC ( Active Body Control )

سيستم جلوگيري از هرزه گردي چرخ ها به كمك سيستم ABC

ABD ( Automatic Brake Differential )                                 

سيستم ضد بلوكه( قفل شدن ) ترمز

ABS ( Antilock Breaking System )                                        

سيستم كنترل فعال كروز يا كنترل فعال سرعت نام دارد .

ACC ( Active Cruise Control System )

سيستم فعال چرخش چراغهاي بزرگ جلو

ACHS ( Active Cornering Head Lamp )

سيستمي است كه ازكله زدن خودرو هنگام ترمز گرفتن جلوگيري مي كند .

ADS ( Autimatic Damping System)

سيستم تنظيم خودكار چراغ هاي جلو

AHA ( Automatic Headlight Arrangement )                           

كنترل اتوماتيك عملكرد براي جلوگيري از ضربه در سيستم احتراق

APC ( Automatic Prosseccing Control )                                         

اين سيستم در موقع پارك كردن به كمك راننده مي آيد

APS ( Acoustic Parking System )                                             

 سيستم هاي حمل و نقل عمومي پيشرفته

APTS ( Advanced Public Transportation Systems )                 

سيستم هاي حمل و نقل شهري پيشرفته

ARTS ( Advanced Rural Transportation Systems )

سيستم مهار كردن اتومبيل ( تحت هر شرايط ) .

ARTS ( Adaptive Restraint Technology System )                   

سيستم قفل ديفرانسيل ، كه در سرعتهاي كمتر از 25 كيلومتر در ساعت چنانچه فرق سرعت دو چرخ عقب بيش از 2 كيلومتر باشد ديفرانسيل را قفل مي نمايد .

ASD ( Automatische Sperr Differentil )                                    

سيستم تنظيم ضد لغزش

ASR ( Antriebs Schluph Regelung )                                              

سيستم سرويس فعال ويا همان سيستم كنترل الكترونيكي روغن موتور

ASSYST ( Active Service System )

 

  سيستم كشش در تمام فصول

AST ( All Season Traction )                                     

سيستم هاي اطلاعات سفري پيشرفته

ATIS ( Advanced Traveler Information Systems )

سيستم هاي مديريت ترافيك  پيشرفته

ATMS ( Advanced Traffic Management Systems )                    

سيستم هاي كنترل وسايل نقليه پيشرفته

AVCS ( Advanced Vehicle Control Systems )                              

سيستم چهار چرخ متحرك دائمي

AWD ( All Wheel Drive )                                                   

سيستم كمكي ترمز كه در موقع ترمز گيري حداكثر فشار را به ترمز ها وارد مي شود

BAS ( Brake Assist System )

واحد اسب بخار ، معادل 736 وات در مدل هاي آلماني كه با PS نشان داده مي شود .

BHP ( Break Horse Power )

سيستم تعليق باس

BSS ( Bose Suspension System )

سيستمي است كه در هنگام دنده عقب دادن فعال مي شود و از سنسورهاي اولترا ( ماورا ) صدا استفاده شده است و فاصله وسيله را با اجسام اطراف را 20 سانتيمتر تا5/1 متر كنترل مي كند .

CAC ( Close Area Control )

اين سيستم وظيفه بالاتر بردن كارايي ترمزها در پيچهاي تندرا دارد .

CBC ( Cornering Brake Control )

به معناي قطعات باز شده يا منفصله است كه كشورهاي صادر كننده آنها را براي مونتاژ به ساير كشورها ارسال مي دارند .

CKD ( Component knock – Doarn )

سيستم راداري ضد تصادف

CRS ( Collision Reduction System )

در حقيقت جعبه دنده هاي بدون دنده است و راننده معمولاً حالت و چگونگي تعويض به دنده بالاتر را احساس نمي كند .

CVT ( Continously Variable Transmission )

سيستم تزريق مستقيم سوخت و جرقه زدن شمع در موتور .

DISI ( direct Injection Spark Ignition )

اين سيستم كه در صندلي خودرو ها به كار مي رود بطور خودكار بهترين وضعيت ارگونومي را بسته به استيل رانندگي در اختيار راننده قرار مي دهد       DMS (Dynamic Multicontour Seat )

سيستم ميل سوپاپ دو تايي از بالا

DOHC ( Double Over Head Camshaft )

سيستم كنترل ديناميكي سواري كه يك سيستم فنر بندي كاملا جديد است

DRC ( Dynamic Ride Control ) 

سيستم كنترل ثبات ديناميكي كه در سيستم ترمز كارآيي را بالا مي برد .

DSC ( Dinamic Stabillity Control )

در اين سيستم هر گاه سرعت حركت پدال ترمز از ميزان مشخص تجاوز كند حداكثر فشار به سيستم ترمز وارد مي شود اين سيستم توسط شركت رنو ابداع شد .

EBAS ( Electronic Brake Assist System )

سيستم سوخت رساني الكترونيكي خودروهاي ديزل

EDC ( Electronic Disel Control )

توزيع نيروي ترمز به صورت الكترونيكي

EBD ( Electronic Brake force Distribution )

واحد كنترل الكتريكي

ECU ( Electrical Control Unit )

سيستم تزريق سوخت الكترونيكي

EFI ( Electronic Fuel Ingection )

اين سيستم باعث چرخش و برگشت دوباره مقدار متناهي از گازهاي خروجي به هوا ميشود

EGR ( Exhaust Gas Recirculation )

سيستم تعويض دنده باري ، در اين سيستم دنده ها به موقع و درست تعويض مي گردد

EPS ( Electronic Pheumatic Gearshift System )

 

ايجاد پايداري مناسب در پيچ هاي تند و لغزنده

ESP ( Electronic Stability Program )                                        

استواري اتومبيل هنگام حركت در پيچ ها

ETC ( Electronic Traction Control )

سيستم كشش الكتريكي ، كه اين سيستم در سرعت بالاي 40 كيلومتر وارد عمل مي شود اين سيستم با قفل ديفرانسيل درارتباط است

ETS ( Electronic Traction System )

وسيله نقليه لوكس در آينده

FLV ( Future Luxury Vehicle )

سيستم چرخ متحرك جلو

FWD ( Front Wheel Drive )

سيستم سوخت پاش مستقيم

GDI ( Gasoline Direct Injection )

شركت خودروسازي GEM

GEM ( Global Electric Motocars )

كمپاني جنرال موتورز

GMC ( General Motors Corporation )                                       

سيستم رديابي ماهواره اي

GPS ( Global Positioning System )                                       

اين اصطلاح در مورد خودروهايي به كار مي رود كه در كلاس خود بالاترين قدرت موتور و عملكرد را داشته باشد

GT ( Gran Touring )                                                                  

اين سيستم نوع موتور و نوع سيستم سوخت  رساني را معرفي مي كند

GTI ( Gran Touring Injection )                                                 

اين سيستم در سرازيري هاي تند باعث مي شود كه به صورت خودكار از سرعت خودرو كاسته شود .

HDC ( Hil Descent Control )

در اين سيستم سوخت گازوييل با فشار بسيار بالا به درون سيلندر تزريق مي گردد تا بطور كامل پودر شده و احتراق به بهترين شكل انجام مي گيرد .

HDI ( High Pressure Diesel Injection )

سازمان بين المللي استاندارد

ISO ( International Standard Organization )

سيستم هوشمند حمل و نقل

ITS ( Intelligent Transport System )                                         

عملكرد ديفرانسيل با لغزش محدود

LSD ( Limited Slip Differential ) 

سيستم سوخت رساني چند نقطه اي

MPFI ( Multi Point Fuel Injection )

خودرويي براي بيشتر زمينه ها

MTV (Most Terrain Vehicle )

انجمن هاي ملي رقابتهاي خودروهاي معمولي تقويت شده

NASCAR ( National Association For Stock Car Auto Racing )

سيستم كمك مكانيكي ترمزها در نيسان

NBA ( Nissan Brake Assistant )

نسل جديد خودروهاي برقي است كه اين خودروها بمراتب كوچكتر از خودروهاي معمولي است و حركت آنها بسيار آهسته هست . بطوريكه حداكثر سرعت آنها از 56 كيلومتر در ساعت تجاوز نمي كند .

NEV ( Neighborhood Electric Vehicles )

ميل بادامك اورهد

OHC ( Over Head Camshaft )                                               

سوپاپهاي اورهد

OHV ( Over Head Valve )

سيستم مديريت ارتباطات پورشه كه شامل شش سيستم پيشرفته مي باشد

PCM ( Parsche Communication Management )

سيستم مديريتي عبور كه با كم كردن گاز ويا ترمز كردن ، از چرخش و چپه شدن خودرو جلوگيري مي كند .  و درضمن اين سيستم براي اولين بار در پورشه توربو 2002 نصب شد .

PSM ( Porsche Stability Management )                                    

دور در دقيقه

RPM ( Revolution Per Minute )

سيستم چرخ متحرك عقب

RWD ( Rear Wheel Drive )

انجمن مهندسين خودروي آمريكا

SAE ( Society of Automitive Engineers )

سيستم مديريت رانندگي سازگار با شرايط محيط

SAM ( Sitution – Adapted Drive Management )

اين سيستم براي جايگزين كردن سيستم هاي ترمز هيدروليك ، پنوماتيكي موجود با سيستمهاي الكتريكي كنترل كننده با سيستم هاي الكتريكي – الكترونيكي است .

SBC ( Snsotronic Brake Control )                                                     

سيستم حفاظت ضربه جانبي كه شامل ميله ها و تهيداتي است كه در درون درها ي جانبي خودروهاي سواري براي حفظ سلامت سرنشينان در برخوردهاي پهلو و كنار اتومبيل است

SIPS ( Side Impact Protection System )

جعبه دنده دستي با تعويض متوالي كه اكثراً در خودروهاي سوپراسپرت و خودروهاي مسابقات رالي استفاده شده .

SMG ( Seguential Manual Gearbox )

تعويض دنده دستي بدون كلاچ

SMT ( Sequential M Transmission )

وجود يك ميل سوپاپ در بالاي سيلندر

SOHC ( Single Over Head Camshaft )

سيستم ايمني سرنشينان

SRP ( System for Restraint and Protection )

  مخفف سيستم ايربگ

SRS ( Supplimentary Restreining System )

سيستم كنترل كشش

TRS ( Traction Control System )

سيستم حفظ كنترل چسبندگي و لغزش در شرايط لغزنده

TSC ( Traction Stability Control )

در بعضي از خودروها كه موتور آنها در وسط اتومبيل قرار دارد براي سيستم خنك كاري در طرفين قسمت عقب اين خودروها دو دريچه هوا گيري طراحي مي كنند كه سيستم مذكور وظيفه دارد اين دريچه ها را بسته به دماي آب خنك كننده موتور در دورهاي گوناگون باز كرده وباعث خنك شدن موتورمي گردد

VACS ( Variable Air Cooling System )

نوعي ترمز كمكي است كه بارگولاتور فشار دود اگزوز عمل مي كندو براي اولين در خودروهاي سنگين ولوو به كار رفته است .

VEB ( Volvo Engine Brake )

توربين با هندسه متغير

VGT ( Variable Geometry Turbine )

شامل يك حسگر سرعت و دستگاه اندازه گيري شتاب عرضي  ( سيستم كنترل پايدار )

VSC ( Vhicle Stability Control )  

سيستم سوپاپ متغيربا ليستيكي كه در اين سيستم از ميل سوپاپ استفاده شده است كه برجستگيهاي بر روي آن بگونه اي است كه در دورهاي بسيار بالا عملكرد سوپاپها بصورت كاملاً مستقل انجام مي شود .

VVB ( Variable – Valve Ballistic )

زمان بندي متغير سوپاپ ها

VVT ( Variable Valve Timming )

سيستم زمان بندي متغير سوپاپ ها

VVTI ( Variable Valve Timing Intelligent )

اين سيستم معمولا درصندليهاي جلو به كار مي رود و عملكردآن به اين صورت است كه بلافاصله پس از دريافت ضربه تصادف از پشت ، پشتي صندلي هاي جلو را بطرف عقب خوابانده وبدين وسيله مانع از وارد آمدن ضربات ناگهاني ( شلاقي ) به ناحيه هاي گردن وستون فقرات مي شود

WIL ( Whiplash Ingury Lessing )                                                              

خودروهاي فاقد آلودگي

ZEV ( Zero Emission Vehicle )

سيستم چهار چرخ متحرك

4WD ( 4 Wheel Drive )                                                          

 

 

منابع :

http://www.turkpoint.com/otomobil/teknik_alfabe.asp

www.mercedes.nl/ web/show/id=571656http:// 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:6  توسط اشكان و احد  |